از یک جمله کودکانه تا اطمینان به آینده؛ وقتی نیکان گفت «می‌خواهم قرآن بخوانم»

امروز در دورهمی «رویای شاد کودکی»، لحظه‌ای رقم خورد که برای من، فراتر از یک اجرای کودکانه و خاطره‌ای شیرین بود؛ لحظه‌ای که نیکان، یکی از کودکان ساکن مناطق کم‌برخوردار، با اعتمادبه‌نفس و اشتیاق گفت: «من می‌خواهم قرآن بخوانم.» همان لحظه، از صمیم قلب احساس غرور کردم؛ نه فقط به خاطر انتخاب زیبای این کودک، بلکه به این دلیل که در آن جمله کوتاه، نشانه‌ای از امید، تربیت، اعتمادبه‌نفس و آینده‌ای روشن را دیدم.

از یک جمله کودکانه تا اطمینان به آینده؛ وقتی نیکان گفت «می‌خواهم قرآن بخوانم»

امروز در دورهمی «رویای شاد کودکی»، لحظه‌ای رقم خورد که برای من، فراتر از یک اجرای کودکانه و خاطره‌ای شیرین بود؛ لحظه‌ای که نیکان، یکی از کودکان ساکن مناطق کم‌برخوردار، با اعتمادبه‌نفس و اشتیاق گفت: «من می‌خواهم قرآن بخوانم.»

همان لحظه، از صمیم قلب احساس غرور کردم؛ نه فقط به خاطر انتخاب زیبای این کودک، بلکه به این دلیل که در آن جمله کوتاه، نشانه‌ای از امید، تربیت، اعتمادبه‌نفس و آینده‌ای روشن را دیدم.

با خودم فکر کردم همکارانم در منطقه زندگی این کودک، چقدر خوب و اثرگذار کار کرده‌اند که امروز نیکان با چنین اطمینانی در جمع حاضر می‌شود، خواسته‌اش را بیان می‌کند و برای ایستادن در برابر دیگران و نشان‌دادن توانایی‌هایش، احساس ارزشمندی دارد.

برای من، این همان معنای واقعی خدمت اجتماعی است؛ اینکه حضور ما در زندگی کودکان، به ایجاد فرصت‌هایی منجر شود که آنان بتوانند استعدادهایشان را بشناسند، به توانایی‌های خود باور داشته باشند و بدون احساس محدودیت، رویاهایشان را دنبال کنند.

ما در بهزیستی باور داریم که استعداد، امید و شایستگی، در هیچ جغرافیایی محدود نمی‌شود. کودکی که در یک منطقه کم‌برخوردار زندگی می‌کند، به همان اندازه شایسته فرصت رشد، آموزش، شکوفایی و ساختن آینده‌ای درخشان است که هر کودک دیگری از آن برخوردار است. آنچه می‌تواند مسیر زندگی کودکان را تغییر دهد، دیده‌شدن، حمایت به‌موقع و فراهم‌شدن فرصت‌های برابر است.

نیکان امروز به من یادآوری کرد که گاهی نتیجه تلاش‌های ما، نه در گزارش‌ها و آمارها، بلکه در یک جمله ساده، یک نگاه امیدوار و یک قدم کوچک برای ابراز وجود دیده می‌شود.

به همکاران پرتلاشم در مناطق و محلات خداقوت می‌گویم؛ به همه کسانی که بی‌هیاهو در کنار خانواده‌ها و کودکان حضور دارند، اعتماد می‌سازند، استعدادها را کشف می‌کنند و امید را در دل‌ها زنده نگه می‌دارند.

من امروز به نیکان افتخار کردم؛ به کودکی که با صدای خودش از خواسته‌اش گفت و به ما نشان داد وقتی فرصت رشد فراهم باشد، امید می‌تواند از دل هر محله‌ای جوانه بزند.

رویای شاد کودکی، برای من همین است؛ اینکه هیچ کودکی به دلیل شرایط زندگی‌اش از رویاپردازی محروم نماند و هر کودک بتواند با اعتمادبه‌نفس بگوید: «من می‌توانم، من استعداد دارم و من برای آینده‌ام رؤیا دارم.»

رقیه رحمانی

مدیرکل بهزیستی مازندران 

کد مطلب 212555

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد